سللللللامممممممممممممممممم!
وای دلم واستون یه ذره شده بود!
من بالاخره ساکن شدم و ازین به بعد تند تند اپ میکنم!![]()
حالا بذارین اول ازین مدتیکه نبودم بگم!![]()
اقا نمیدونی وقتی واسه اولین بار اومدم خونمون چه حالی و اوضاعی داشت!![]()
انقدر کارتون ریخته بود که ازینور خونه ت اونور خونه ما همدیگرو نمیدیدیم!![]()
البته هنوزم کامل جمع نشده ها ولی بهتر از اولشه !![]()
لاقل میشه از بینشون رد شد!!!!![]()
ولی در کل خونه ی قشنگیه!![]()
همه جاش خوبه ها ولی من فقط عاشق بومشم!![]()
حرف نداره!![]()
جون میده واسه لحظه های تنهایی من که نمیخوام هیشکی توش باشه!![]()
این شهرم که هیچی!![]()
نه جاییشو میشناسم!![]()
نه کسیشو میشناسم!![]()
ولی شهر ارومی به نظر میرسه !![]()
خلاصه اینکه این بحرانا کم و بیش گذشت و ما ساکن شدیم!![]()
دعا کنین بتونم با این وضغیت کنار بیام!![]()
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 11:52 توسط الهه
|