عععییییییییددددده
خوفین دوستای من؟
عیده
منم عاشقشم
امیدوارم یه عید خوب و یه تعطیلات مهشرو
یه سال پربار داشته باشین
باید برم
دوستون دارم
بای بای![]()
خوفین دوستای من؟
عیده
منم عاشقشم
امیدوارم یه عید خوب و یه تعطیلات مهشرو
یه سال پربار داشته باشین
باید برم
دوستون دارم
بای بای![]()
در این دنیا من از همه چیز میترسم
از تنهایی حتی در اوج شلوغی میترسم
از عشق
از دوست داشتن
از خودم هم میترسم
میترسم که نکند یوقتی زخمی به کسی بزنم
خدای من
صدای مرا میشنوی؟
من ...
من خیلی میترسم...
مرا میخواستی تا شاعری را
ببینی روز و شب دیوانه ی خویش
مرا میخواستی تا در همه شهر
ز هرکس بشنوی افسانه ی خویش
مرا میخواستی تا از دل من
برانگیزی نوای بینوایی
به افسون ها دهی هردم فریبم
بدل سختی کنی بر من خدایی!
مرا میخواستی تا در غزلها
ترا"زیباتر از مهتاب"گویم
تنت را در میان چشمه ی نور
شبانگاهان مهتابی بشویم
مرا میخواستی تا پیش مردم
ترا الهام بخش خویش خوانم
ببال نغمه های اسمانی
ببام اسمانهایت نشانم
مرا میخواستی تا از سر ناز
ببینی پیش پایت زاریم را
بخوانی هر زمان در دفتر من
غم شب تا سحر بیداریم را
مرا میخواستی اما چه حاصل
برایت هرچه کردم باز کم بود
مرا روزی رها کردی در این شهر
که این یک قطره دل دریای غم بود
ترا میخواستم تا در جوانی
نمیرم از غم بی همزبانی!
غم بی همزبانی سوخت جانم.
چه میخواهم دگر زین زندگانی؟
دریغ از لغتی که در مغزم بجوشد و دریغ از جمله ای که داشته باشم از برای گفتن...!
اما همواره ترحم...
تنفر...
فریب...
عشق...
و دوستی ...
نباید در لغت ها بگنجد!
نمیدانم اما بدان
نمی گویم اما بگو
نمی گریم اما بگری
میمانم و تو هم بمان و
بدان که...
انگار که امروز فرهنگ لغت با من سر سازش ندارد اما
این را حس کن که چه در باران
چه در ...
همیشه دوستت دارم دوست من...
مراقب خودت باش