کجایی عزیزم ببینی که تنهام
کجایی ببینی چه تاریکه شبهام
چی شد تو نگات کسه دیگه ای بود
کجایی که بعدت تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت
بیا تا بریزم اشکامو براهت
کجایی گل من تو رفتی میدونم
دلم تنگه واسه تو نامهربونم
بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چه ساده دلو میشکنی
اونی که پراشو بستو نشست
چه ساده پریدو دلم رو شکست
نبودی ببینی چی اومد سر من
کجایی ببینی شکسته پر من
پریدی چه ساده تو تنها نذارم
میدونی که نای پریدن ندارم
پر من شکسته نکن نا امیدم
بدون بعد چشمات خوشی رو ندیدم
چه شبها به یادت نشستم میدونی
بسه گریه زاری تو نامهربونی
بدون تا ابد تو قلب منی
ولی چه ساده دلو میشکنی
اونی که پراشو بست و نشست
چه ساده پریدو دلم رو شکست ...
به خدا دارم ديونه ميشم اين بغض لعنتي كي ميخواد بشكنه؟اخه چرا بايد ميشكستم هر چند مقصر خودمم !
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 15:4 توسط الهه
|