السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین


امروز اتفاقی کمی بیشتر از کلاسم در دانشگاه ماندم

موقع عبور از خیابان اصلی به قصد خروج

صدای دلنشین و جانگدازی از نوحه ای ارام و سوزناک که در طنین نوای سینه زنی جمع کثیری از جوانان دانشجو و اساتید زیباتر بود به گوشم رسید

مکثی کردم کم کم چشمم به پرچم سرخ ابتدای گروه که در فراز بود افتاد...

باران ارام و دلنشین

برگ های زردو سرخ روی زمین

و این صدا و این پرچم سرخ...

وای از این پرچم سرخ...

پاهایم قدرت رفتن نداشتند

پس به صدای قلبم گوش سپردم و ارام ارام در زیر اشک های بی صدای اسمان همراه و هم پای این کاروان شدم

و دلم خواست که تصاویری از این صحنه که بر دل من نشست داشته باشم و برای شما هم بگذارم

شاید کلماتم را رساناتر کند...


یا حسین !

التماس دعا...